تبلیغات
دوست داران زبان فرانسه - متون زیبا به زبان فرانسه - ویکتور هوگو و ژولیت دروت

متون زیبا به زبان فرانسه - ویکتور هوگو و ژولیت دروت

    در زیر یک متن زیبا به زبان فرانسه در غالب نامه ای عاشقانه برای علاقه مندان قرار داده ایم، که امیدواریم شما هم مانند ما از خواندن آن لذت ببرید. 

    ژولیت دروت (1806-1883) هزاران نامه عاشقانه به ویکتور هوگو، نویسنده معروف فرانسوی نوشت و تمام زندگی خود را در انتظار به سر برد تا او زندگی، زن و بچه اش را رها کند و با او ازدواج کند. صبری که هرگز به نتیجه ای نرسید. لغت های مختلف و بسیار پرکاربرد در این متن میتواند بسیار آموزنده باشد.

     

    17 septembre, 1835

     

    Cette journée trempée de pluie est une des plus belles et des plus heureuses de ma vie. Sil y avait des arcs-en-ciel dans le paysage, il y en avait aussi dans nos coeurs qui correspondaient de notre âme à notre âme comme dun bassin à lautre. Je te remercie pour les belles choses que tu me fais admirer et que je ne verrais pas sans toi et sans le secours de ta belle petite main blanche sur mon front.

    Mais une chose plus belle et plus grande encore que toutes les beautés du ciel et de la terre et pour laquelle je nai besoin daucune aide pour voir et pour admirer, cest toi, mon bien aimé, cest ta personne que jadore, cest ton esprit que jadmire et qui m’éblouit. Pourquoi ne suis-je pas poète? Je dirais tout ce que je pense et tout ce que je sens. Mais je ne suis quune pauvre femme qui aime et celle-là nest pas celle qui se fait comprendre le mieux.

    برای دیدن ترجمه به ادامه مطلب مراجعه کنید.

    17 سپتامبر 1835

     

    این روز سرد و بارانی، یکی از زیباترین و شادترین روزهای زندگی من است. اگر رنگین کمان هایی در (این) چشم انداز باشد، رنگین کمان هایی نیز در قلبهای ما هست که از روح ما به روح ما مانند یک دریاچه ارتباط ایجاد میکند. تو را سپاس میگویم، به خاطر تمام چیزهایی که باعث شد(ی) مرا به تحسین وا دارد، به خاطر تمام چیزهایی که بدون تو و کمک  کوچک دست زیبای سفیدت برپیشانیم، نمیدیدم. ما یک چیز زیباتر و بزرگتر که تمام زیبایی های آسمان و زمین و آنچه برای آنها، نیازی به هیچ کمکی برای دیدن و تحسین کردن ندارم، تو هستی، محبوب من. این شخص (شخصیت) تو هست که من  (آنرا) می پرستم، روح تو هست که (آنرا) تحسین می کنم و مرا مجذوب خود کرده است. چرا من شاعر نباشم؟ به هر آنچه فکر میکنم و هر آنچه را که احساس میکنم بیان میکنم. من هیچ چیز به جز یک شاعر زن نیستم که دوست دارد و این چیزی نیست که باعث درک بهترین شود.

     

     

    منبع :

    better french reading (annie heminway) 

     

       

                                                                        

     

      دوشنبه 23 دی 1392         ساعت 08:00 ق.ظ            نظرات