کاربرد های فعل Faire - قسمت 3

    در ادامه کاربرد های فعل Faire یک سری اصطلاح پرکاربرد فرانسوی آماده کرده ایم.


    اصطلاح به فرانسه

    معادل فارسی

    Faire aller a la rame

    ردیف کردن، مرتب کردن، منظم کردن

    Faire allusion

    مراجعه، رجوع

    Faire allusion à

    مراجعه کردن به، رجوع کردن به

    Faire appel

    فرا خواندن، طلبیدن

    Faire attention à

    توجه کردن به، مورد توجه قرار دادن

     

      دوشنبه 27 مرداد 1393         ساعت 07:00 ق.ظ            نظرات

دایره لغات فرانسه، کلمات هم ریشه فرانسه-انگلیسی 2

    در ادامه کلمات انگلیس فرانسه با ریشه مشترک یه سری کلمه دیگه پیدا کردم .ببینیدشون ،جالب هستن

     

    French

    Week-end

    contraire

    habitude

    augmentation

    journal

     

    Englsih

    weekends

    Contrary

    habitude

    augmentation

    journal

    فارسی

    آخر هفته،پایان هفته

    عکس،مخالف

    عادت ، رسم

    افزایش،ازدیاد

    روزنامه،ژورنال

     

      دوشنبه 6 خرداد 1392         ساعت 07:00 ق.ظ            نظرات

کاربرد های فعل Faire - قسمت 2

    اصطلاحات کاربردی فرانسوی با فعل Faire 

    اصطلاح به فرانسه

    معادل فارسی

    Fiare accoucher

    آزاد کردن، رها کردن، دلیور کردن

    Faire accumuler

    دور هم جمع شدن

    Faire adapter

    مطابقت دادن، وفق دادن، تطبیق دادن

    Faire administrer un legs

    اعتماد کردن

    Faire agacer

    خاریدن، خارش داشتن

     

      دوشنبه 6 مرداد 1393         ساعت 07:00 ق.ظ            نظرات

کاربرد های فعل Faire

    همون طور که میدونید فعل Faire در زبان فرانسه کاربرد های بسیار زیادی دارد. اشکال مختلفی که معنی هیچ کدام ربطی به دیگری ندارد.  چند نمونه از کاربرد فعل Faire در این مطلب آمده است. در مطالب آینده نیز کاربرد های دیگری از فعل این فعل خواهیم نوشت. 
                        

    اصطلاح به فرانسه

    معادل فارسی

    Faire-part (m)

    اعلام-اعلامیه-آگهی

    Faire à la hâte

    حمله کردن، هجوم بردن،ضربه زدن

    Faire a tour de rôle

    چرخیدن، دوران کردن

    Faire abimer

    صدمه زدن، آسیب زدن

    Faire accoster

    (کشتی)پهلو گرفتن

     

      دوشنبه 23 تیر 1393         ساعت 07:00 ق.ظ            نظرات

تکیه کلام ها ی فرانسوی

    تکیه کلام ها کلماتی هستند که معنای واقعی به جمله اضافه نمی کنند، مگر برای تاکید بیشتر. توی زبان فارسی کلماتی مثل در واقع، مثلا، میگن، می دونی، می گم، چیز و .... از نوع تکیه کلام هستند. باید عادت کنیم که وقتی این کلمات را می شنویم آنها را نشنیده بگیریم تا بتونیم روی کلمات کلیدی در جملات تمرکز کنیم. امروز چند تا کلمه ی فرانسوی از همین جنس بتون معرفی می کنم. و می گم که معمولا هر کدوم چه موقع استفاده میشند. توی مکالمه های روز مره این کلمات به وفور به گوش می خورند.

    ü       Quoi  پرکاربردترین تکیه کلامی که در محاورات روزمره استفاده میشه، معمولا برای افزودن تاکید به احساسات یا افکار و یا نشان دادن بی صبری استفاده میشه. و عموما بلافاصله در پایان جملات میاد. میشه این کلمه را در فارسی معادل کلمه ی پرسشی "چی" در نظر گرفت.

    ü       Voilà معمولا در پایان جملات همراه با Quoi استفاده میشه.

    ü       A la limite بیشتر جوون ترها از این اصطلاح استفاده می کنند و می شه در فارسی اونا معادل   "بنظرم یا فکر کنم" قرار داد.

    ü       Tu vois ?   نزدیک ترین معادل برای " می دونی؟ یا دیدی؟"

    ü       Bon در آغاز یا پایان یک ایده گفته می شه، و مشابه کلمه ی OK در زبان انگلیسی است. همچنین همچون کلمه ی "خب" در فارسی برای بیان خشم یا بی صبری هم کاربرد داره. ( البته لحن گفتن هم بسیار مهمه). Ah, bon ? در حقیقت به معنی واقعا؟ است نه به معنی آه خوبه؟

    ü       Ben  برای افزودن تاکید به سوال، جملات اخباری، دستوری و جواب بله و خیر.

    ü       Bon ben برای پیچوندن جمله یا مکالمه کاربرد داره تقریبا معادل " خب"

    ü       Donc برای تاکید در جملات سوالی یا امری.

    ü       Alors معمولا همراه با اصوات و حروف ندا یا بلی و خیر برای تاکید می آید.

    ü       Moi معمولا به جملات امری اضافه می شود که در آنها از حواس استفاده شود، و نزدیک ترین معادل در فارسی برایش کلمه ی "فقط " است. Regarde-moi-ça ! یعنی فقط به آن نگاه کن!

    ü       Eh bien یعنی "خب"... در ابتدای جملات استفاده می شود

    ü       Hein ? در فارسی می گیم " هان؟ " معمولا در آخر جملات می آید.


    مطالب پربازدید: دانلود مجموعه ای از 10 آهنگ زیبای فرانسوی

      دوشنبه 15 مهر 1392         ساعت 07:00 ق.ظ            نظرات

كلمات هم ریشه فرانسه -ا نگلیسی 3

    French

    commercial

    présentation

    tranquille

    sûre

    stage

    Englsih

    commercial

    presentation

    tranquil

    sur

    stage

    فارسی

    مالی،اقتصادی

    ارائه

    آرام،ساكت

    مطمئن

    دوره،مرحله

     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
     
      دوشنبه 14 مرداد 1392         ساعت 07:00 ق.ظ            نظرات

دایره لغات زبان فرانسه، كلمات هم ریشه فرانسه-انگلیسی 3

    این هم یك سری كلمه هم ریشه جدید بین فرانسه وانگلیسی

    French

    agent

    international

    sociéité

    annoncer

    petit

    Englsih

    agent

    international

    society

    announce

    petit

    فارسی

    نماینده ، وكیل

    بین المللی

    اجتماع ، جامعه

    اعلام كردن

    كوچك ، ریز

      دوشنبه 10 تیر 1392         ساعت 07:00 ق.ظ            نظرات

لغات فرانسوی، کلمات هم ریشه فرانسه-انگلیسی 1

    دوستانی که علاوه بر زبان فرانسه، زبان انگلیسی را پیگیری می کنن مطمئنا متوجه وجه اشتراک های فراوان این دو زبان شدن. یادگیری یکی از این دو زبان می تواند به فرد کمک کنه زبان دیگری رو خیلی سریع تر  یاد بگیره. تصمیم گرفتم هر کلمه تازه ای که یاد میگیرم و ریشه انگلیسیش رو هم می دونم تو وبلاگ بذارم تا شاید کمکی به دوستان کنه.

     

    French

    accepter

    nuit

    stupide

    choix

    malady

     

    Englsih

    accept

    night

    stupid

    choice

    maladie

    فارسی

    پذیرفتن ، قبول کردن

    شب

    احمق

    انتخاب ، گزینه

    بیماری ، مرض

      دوشنبه 23 اردیبهشت 1392         ساعت 07:00 ق.ظ            نظرات

لغات و کلمات مشترک زبان فارسی و فرانسه

    واژه های مشترک بین فرانسه و ایران !
    واژه های دارای ریشه فرانسوی که در زبان فارسی معمول شده اند و بصورت وامواژه هایی درآمده اند، به فراوان یافت می شوند. دلیل آن شاید به دوران قاجار برگردد که عمده ی روابط ایران و غرب، با فرانسویان بوده است. برخی از این کلمات و معادل فرانسوی آن در ادامه مطلب فهرست شده اند .

    الف
    ادکلن(eau de cologne)
    اپل (épaule) به معنی شانه
    اپیدمی (épidémie)
    اتیکت (étiquette)
    اشانتیون (échantillon) به معنی نمونه
    اشل (échelle) به معنی نردبان
    اکران (écran)
    اکیپ (équipe)
    املت (omelette)
    اوٍرت (ouvert) به معنی باز (open).
    اورژانس (urgence)
    اوریون (oreillons) بیماری اوریون یا گوشک که از oreille که به معنی گوش است آمده است.
    ایده (idée)
    آباژور (abat-jour)
    آبسه (abcès) به معنی چرک و ورم چرکی
    آژان (agent)
    آژانس (agence)
    آسانسور (ascenseur)
    آلرژی (allergie)
    آمپول (ampoule)
    آناناس (ananas)
    آنکادر کردن (encadrer)
    آوانتاژ (avantage) به معنی فایده و منفعت است.
    آوانس (avance)

      دوشنبه 28 اسفند 1391         ساعت 07:00 ق.ظ            نظرات
تعداد کل صفحات: 2